سموئیل کیست؟

لغت فوق به معنای   شنیده شده از خدا   می‌باشد.

حَنّا مادر سموئیل و نام اولین زن اَلْقانَه بود. آنان در کوهستان افرایم و در شهر رامَه زندگی می‌کردند. حَنّا نازا بود و فَنِنَّه زن دوم القانه، که صاحب بچه بود پیوسته به حَنّا طعنه می‌زد و او را سخت می‌رنجاند، اما اَلْقانَه حَنّا را بسیار دوست می‌داشت. آنان هر سال برای انجام مراسم قربانی به شیلُوه که عیلی کاهن آنجا بود، میرفتند. حَنّا در دعا به خداوند گفت: اگر پسری به من عطا كنی، او را به تو تقدیم می‌كنم تا در تمام عمر خود وقف تو باشد. پس از بازگشت به رامَه، حَنّا حامله و صاحب پسری شد و او را سموئیل نام گذاشت و پس از آنکه او را از شیر باز گرفت به شیلُوه رفته و پسر خود را جهت خدمت در خانه خدا، نزد عیلی کاهن گذاشت. حَنّا دارای سه پسر و دو دختر دیگر نیز گردید. سموئیل نزد عیلی تعلیم می‌یافت و احتمالا سموئیل دوازده ساله بود که عیلی درگذشت. سموئیل بزرگ می‌شد و خداوند و مردم او را دوست می‌داشتند.
در آن دوران به ندرت پیامی از خداوند شنیده می‌شد، اما خداوند سر فصل جدیدی را در این راستا آغاز کرد. اولین پیام خداوند به سموئیل، نبوت در مورد گناهان خاندان عیلی بود. حُفْنِی نام یکی از دو پسر عیلی کاهن اعظم بود. عیلی بواسطه سالخوردگی، امور اداره معبد خدا را به دست پسرانش سپرده بود. و آنان اراده خدا را به عمل نیاورده و با زنان زنا کرده و در ارتباط با قربانی کردن هدایا بر آنچه خداوند گفته بود، عمل نمی‌کردند. آنان را پسران بَلِیعال ( اشخاص بی ارزش و خدانشناس که دارای فساد اخلاقی بودند، فرزند بَلِیعال نامیده می‌شدند) می‌نامیدند و باعث لعنت خداوند بر خاندان عیلی گشتند. حُفْنِی و برادرش در جنگ افیق با فلسطینیان در یک روز، همانطور که خداوند گفته بود، کشته شدند و تابوت عهد نیز به دست فلسطینیان افتاد. به سبب بلاهایی که خداوند بر فلسطینیان به دلیل نگاه داشتن تابوت عهد وارد آورد، فلسطینیان تابوت عهد را به اسرائیل باز گرداندند. که پس از آوردن صنوق عهد خداوند از فلسطین، آنرا در خانه کوهستانی ابیناداب قرار دادند. تابوت عهد مدت بیست سال در خانه ابیناداب باقی ماند، تا اینکه داود آنرا از آنجا برداشت. سموئیل از طرف خداوند به عنوان نبی انتخاب گردید و وی اولین نبی پس از موسی بود و نیز آخرین داور از داوران اسرائیل. سموئیل مردم را از بت پرستی باز داشت و آنان به یهوه روی آورده و سموئیل برای گناهان قوم قربانی گذرانده و نزد خداوند برای پیروزی اسرائیل بر فلسطینیان دعا کرد و فلسطینیان از اسرائیل شکست خوردند. پس از شکست فلسطینیان برای مدتی آرامش و صلح بر اسرائیل حاکم گردید.
سموئیل در رامه که در دوازده کیلومتری شمال اورشلیم قرار داشت ساکن گردید ولی هر سال به بیت ئیل و جِلْجال و مِصْفَه می‌رفت و در تمامی این محلات به داوری می‌پرداخت و سپس به رامه باز می‌گشت. سموئیل دارای دو پسربود، پسر اول و نخست زاده او یوئیل و دومین پسر سموئیل نبی، اَبیاه نام داشت که او را به سمت داوری در بئرشَبَع انتخاب کرد. اما پسران او مانند پدرشان نبودند و رشوه گرفته و قضاوت ناعادلانه می‌کردند. پس بزرگان و رهبران قوم اسرائیل در رامه جمع شده و از سموئیل خواستند که برای آنان پادشاهی انتخاب کند و سموئیل پس از آنکه برای قوم در مورد انتخاب پادشاه هشدار داد، و به آنان گفت که پادشاه اسرائیل خداوند می‌باشد. اما بنا به اصرار مردم، خداوند از سموئیل خواست که شائول را به پادشاهی مسح نماید. زمانی که قوم اسرائیل از خداوند درخواست کردند که پادشاهی داشته باشند، خداوند شاؤل را به عنوان پادشاه انتخاب و وی توسط سموئیل نبی مسح گردید و در شهر جِلْجال با حضور تمامی قوم به پادشاهی انتخاب گردید.
شاؤل پس از به سلطنت رسیدن از فرامین خداوند سرپیچی کرد و خداوند نیز وی را از سلطنت خلع و داود را به جای وی مسح کرده و به پادشاهی رساند. سموئیل به طور ناگهانی و بر اساس راهنمایی خداوند وارد بیت لحم گردید و گوساله‌ای را قربانی کرده و خانواده یسا را نیز برای شرکت و خوردن از گوشت قربانی دعوت کرد و زمانی که داود را نزد او آوردند، توانست تشخیص دهد که داود از طرف خداوند برای پادشاهی بر اسرائیل به جای شائول انتخاب شده است و داود توسط سموئیل با روغن مسح گردید. داود پس از آنکه مسح گردید، دوباره به کار چوپانی خود بازگشت، اما روح خداوند پس از آن بر او قرار گرفت (اول سموئیل ۱۶: ۱۳-۱۴).
زمانی که شاؤل می‌خواست داود را بکشد، داود پس از فرار به شهر رامَه به نزد سموئیل رفت و تمام ماجرا را برای سموئیل تعریف کرد و سپس با او به نایوت رفته و در تحت حمایت سموئیل آنجا بماند. شهر رامَه در حدود پنج کیلومتری محل اقامت شائول قرار داشت. شائول سه بار افرادی را جهت کشتن وی به نایوت رامَه فرستاد، اما روح خدا بر آنان قرار می‌گرفت و نمی‌توانستند ماموریت خود را به انجام برسانند. سرانجام خود شائول تصمیم گرفت به نایوت رامَه برود، اما در بین راه روح خدا بر وی قرار گرفت و تا نایوت نبوت می‌کرد، و مردم گفتند: « آیا شائول هم نبی شده است؟ ». و این فرصتی بود که برای داود پیش آمد تا فرار کند. پس از مرگ سموئیل، داود و افرادش به بیابان فاران رفته و در آنجا ساکن شدند.
پس از وفات سموئیل مردم جمع شده و برای وی عزاداری کردند و او را در گورستان خانوادگیش در رامه دفن کردند. روح وی پس از مرگ یک بار بر شاؤل ظاهر شده و به او در مورد شکست وی از فلسطینیان و مرگ وی گفت. سموئیل خادم خداوند در تمامی ایام بود و خداوند نیز توجه ویژه و خاصی به وی داشت که در کتاب ارمیا ۱۵: ۱ و مزامیر ۹۹: ۶ از آن یاد شده است.

  منابع کتاب مقدس:     سموئیل اول باب ۱-۴، ۷، ۸، ۱۵، ۱۶، ۱۹، ۲۵، ۲۸

منبع: رازگاه

imandaran

FREE
VIEW