اِرمیا کیست؟

لغت فوق به معنای   برگزیدة خداوند   می‌باشد.

اِرْمیا نام یک از بزرگترین انبیای عهد عتیق در قرن هفتم قبل از میلاد است که در کتاب مقدس از او نام برده شده است.
وی یکی از کاهنان شهر عناتوت، واقع در سرزمین بنیامین بود( عناتوت دهکده کوچکی در پنج کیلومتری شمال اورشلیم است) (ارمیا ۱: ۱؛ ۳۲: ۶). نام پدرش حلقیا، که احتمالا همان یابنده کتاب تورات در زمان یوشیا از خانه خدا بوده است.
اِرْمیا در زمانی که هنوز جوان بود، توسط خداوند در سال سیزدهم پادشاهی یوشیا پادشاه یهودا به نبی امت ها برگزیده شد (۶۲۸ قبل از میلاد) (ارمیا ۱: ۶). او ازدواج نکرد و طول زندگی خود را به خدمت و نبوت کردن پرداخت. او مدت پنج سال در عناتوت بود و در این مدت مورد آزار مردم شهر و بستگان خود به واسطه نبوت کردنش قرار گرفت. سپس شهر خود را ترک کرده و به اورشلیم رفت و در تمامی دوران پادشاهی یوشیا، وی را در اصلاحاتش در جهت خداوند همراهی کرد و کتاب تورات را که در معبد خداوند پیدا شده بود، در شهرها و در ورودی دروازه های شهر موعظه می‌کرد (دوم پادشاهان ۲۳: ۱-۲۵). پس از مرگ یوشیا، در مراسم تدفین وی سوگواری و مرثیه خواند (دوم تواریخ ۳۵: ۲۵).
بعد از مرگ یوشیا، یهُوآحاز به پادشاهی رسید و در مدت سه ماه پادشاهی وی هیچ ماخذی از ارمیا در کتاب مقدس وجود ندارد. پادشاه مصر پس از برکنار کردن یهوآحاز، برادرش یهویاقیم را به پادشاهی منصوب کرد. یهویاقیم به راههای خداوند نرفت و راه شرارت را در پیش گرفت. در دوران یهویاقیم مردم به عداوت و دشمنی با ارمیا به سبب نبوتهایش پرداختند و وی مورد جفا واقع گردید و در محلی محبوس و حق خروج نداشت (ارمیا ۳۶: ۵).
ارمیا در چهارمین سال پادشاهی یهویاقیم، کلام خداوند را در مورد ویران شدن مملکت و پادشاهی وی توسط بابلیان را بر طوماری توسط باروک نوشت، که برای تمام قوم توسط وی خوانده شد. طومار توسط یهویاقیم سوزانده شد و وی دستور بازداشت باروک و ارمیا را صادر کرد. ولی کلام ارمیا به علاوه موارد دیگری که به آن اضافه شده بود، توسط باروک دوباره نوشته شد (ارمیا ۳۶: ۳۲).
ارمیا در اورشلیم، هر روزه به مردم در مورد خشم خداوند هشدار می‌داد، ولی هیچ تاثیری بر رفتار مردم نداشت. در دوران صدقیا، مصریان برای کمک به اورشلیم که در محاصره لشکریان کلدانیان در زمان نبوکدنصر بود، آمدند. و کلدانیان عقب نشینی کردند، ولی ارمیا نبوت کرد که آنها باز خواهند گشت و شهر را به آتش خواهند کشید. صدقیا وی را به اتهام جاسوسی برای کلدانیان برای مدت زیادی در خانه یوناتان کاتب که به زندان تبدیل شده بود، انداختند (ارمیا ۳۷ و ۳۸). وی هنوز در زندان بود که شهر به تصرف بابلیان درآمد (سال ۵۸۸ قبل از میلاد).
در سال نهم سلطنت صدقیا، نبوکدنصر پادشاه بابل به یهودا حمله کرد و تمام وابستگان صدقیا را کشته و او را کور کرد و با بقیه به اسارت برده و شهر را به آتش کشید. نبوکدنصر به نبوزردان رئیس جلاّدان دستور داد که ارمیا را از زندان آزاد کند. ارمیا پس از آزادی با سایر یهودیان باقی مانده در اسرائیل باقی مانده و با جَدَلْیا به مصفه رفت.
پس از مرگ جَدَلْیا، یوحانان به جای وی منصوب شد، ولی به سخنان ارمیا مبنی بر ماندن در سرزمین خود را، نپذیرفته و با تمام کسانی که نبوزردان به دست جدلیا سپرده بود، حتی باروک و ارمیا را نیز با خود به مصر برده و وارد شهر تحفنحیس شدند (ارمیا ۴۳).
او در مدت زمان اقامت خود در مصر، تلاش کرد که کلام خداوند را به گوش مردم رسانده و آنان را متوجه گناهانشان کرده و به سمت خداوند بازگرداند (ارمیا ۴۴). در کتاب مقدس هیچ اشاره‌ای به مرگ ارمیا و محل آن نشده است.
کتاب ارمیا نه تنها بیشتر از سایر کتابهای انبیا، به ما اطلاعات کافی در مورد دوران زندگی ارمیا می‌دهد، بلکه ما را با شخصیت و احساسات درونی ارمیا بیشتر از سایر انبیا مانند اشعیا، آشنا می‌سازد. این منبع به ما نشان می‌دهد که ارمیا دارای طبیعتی لطیف، حساس و دلسوز بوده است و خداوند از وی یک نبی محکم و استوار و غیر قابل جنبش در خدمتش ساخته بود (ارمیا ۱: ۱۸؛ ۱۵: ۲۰).

  منابع کتاب مقدس:     دوم تواریخ باب ۳۵ – پادشاهان دوم باب ۲۳ – ارمیا باب ۱، ۱۱، ۱۲، ۱۶، ۱۷، ۲۳، ۲۵، ۳۵ الی ۴۴ و ۵۲

منبع: رازگاه

imandaran

FREE
VIEW